وقتی سکوت، وقاحت میسازد؛ شکایت تراکتور نتیجه انفعال پرسپولیس است
باشگاهی که جواب تهمت را نمیدهد، باید منتظر شکایت باشد.
به گزارش خبرنگار قرمزآنلاین، آنچه امروز با عنوان شکایت باشگاه تراکتور از پرسپولیس مطرح شده، نه اتفاقی لحظهای است و نه ناشی از حقطلبی؛ این خروجی مستقیم سالها انفعال، تعلل و سکوت مدیریتی در پرسپولیس است.
وقتی اتهام «مهندسی داوری» بیپاسخ میماند و باشگاه به چند مصاحبه خنثی یا بیانیههای دیرهنگام بسنده میکند، طبیعی است که طرف مقابل دست پیش را بگیرد تا پس نیفتد.
شکایت باید دیشب ثبت میشد، نه امروز پاسخ داده شود
پرسپولیس باید همان دیشب، بابت تهمتهای علنی و سازمانیافته شکایت رسمی میکرد.
اتهام به «قهرمانیهای مهندسیشده» دیگر کریخوانی نیست؛ این حمله مستقیم به اعتبار یک باشگاه، یک تاریخ و میلیونها هوادار است.
باشگاهی در اندازه پرسپولیس نباید منتظر جهتگیری فضای رسانهای بماند؛ باید ابتکار عمل حقوقی داشته باشد.
جام حذفی؛ حذفهای تکراری با سوتهای مشکوک و سکوتهای مدیریتی
واقعیت تلخ این است که حذفهای پیاپی پرسپولیس در جام حذفی طی سالهای اخیر، بیش از آنکه فنی باشد، نتیجه مستقیم داوریهای شائبهدار و سکوت پشتِ سکوت مدیران باشگاه است.
نمونه بارز آن، داوری حیدری؛ جایی که تصمیمات بحثبرانگیز و تأثیرگذار، سرنوشت مسابقه را تغییر داد اما باز هم از سوی باشگاه نه شکایت جدی مطرح شد و نه پیگیری حقوقی مؤثر.
پرسپولیس ضربه خورد، اما مدیران ترجیح دادند «آرامش مصنوعی» را جای دفاع از حق باشگاه بگذارند؛ نتیجه روشن بود:
داوران مصونتر شدند، رقبا طلبکارتر و پرسپولیس، قربانی همیشگی سکوت.
وقتی از حق پرسپولیس دفاع نشد؛ راه برای وقاحت باز شد
همین سکوتها بود که فضا را برای ادعاهای بیپروا باز کرد؛ تا جایی که برخی در تبریز، با وقاحتی کمسابقه، از «مهندسی داوریها» صحبت کردند و قهرمانیهای پرسپولیس را زیر سؤال بردند؛ بیآنکه کوچکترین هزینهای بپردازند.
این نتیجه مستقیم مدیریتی است که به جای اقدام حقوقی، نظارهگر اتهامسازی شد.
نقض رأی کمیته انضباطی؛ بیاحترامی به کریم باقری
انفعال مدیریتی فقط به داوری ختم نشد.
در ماجرای نقض آشکار رأی کمیته انضباطی—جایی که بازی باید بدون تماشاگر برگزار میشد اما ناگهان با تماشاگر برگزار شد—پرسپولیس باز هم از حق قانونی خود دفاع نکرد.
نتیجه این عقبنشینی، چیزی جز بیاحترامی علنی به یکی از بزرگترین اسطورههای فوتبال ایران و پرسپولیس؛ کریم باقری نبود.
وقتی باشگاه حتی مقابل نقض رأی رسمی نهاد انضباطی نمیایستد، پیام روشنی به فوتبال ایران مخابره میشود:
پرسپولیس را میشود نادیده گرفت، حقش را خورد و حتی اسطورههایش را هم قربانی بیتصمیمی مدیران کرد.
اتهام قومیتی؛ خط قرمز فوتبال ایران
خطرناکتر از همه، تلاش برای معرفی هواداران پرسپولیس بهعنوان جریانی ضد قومیتهاست؛ اتهامی غیراخلاقی و ضد وحدت ملی.
پرسپولیس باشگاه یک شهر یا یک قوم نیست؛ پرسپولیس تیمی با بیش از چهل میلیون هوادار در سراسر ایران است؛ از تبریز تا اهواز، از مشهد تا زاهدان.
چسباندن برچسبهای قومیتی به این بدنه عظیم، بازی خطرناکی است که اگر مهار نشود، کل فوتبال ایران را متضرر میکند.
پرسپولیس امروز هزینه قهرمانیهایش را نمیدهد؛ هزینه سکوتهایش را میدهد.
در فوتبال امروز، بیانیه جای شکایت را نمیگیرد و مصاحبه، جای اقدام حقوقی را.
وقتی باشگاه منفعل باشد، دیگران جسور میشوند؛ آنقدر جسور که هم تهمت بزنند، هم شکایت کنند و هم تاریخ را تحریف.